مرتضى راوندى

332

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

نشان مىدهد ، و نيز همين تاريخ ، رشتهء ارتباط عقلى بشر را از دورترين زمان گذشته تا دورترين زمان آينده به يكديگر ، به صورتى ناگسسته اتصال مىدهد ، چه هر نسلى همان گونه كه از ميراث علمى و اكتشافى نسلهاى گذشته سود مىبرد ، به همان‌گونه . بر وى واجب است كه اين ميراث گرانبها را حفظ كند و بر آن بيفزايد تا آيندگان از آن سود ببرند . . . فهم تاريخ علوم و روش پيشرفت و اسباب ترقى يا انحطاط آنها براى كسى حاصل مىشود كه بر اخبار دانشمندان آگاه باشد ، و به شناختن اوضاع و احوال روزگارى كه در آن مىزيسته‌اند توجه كند . تاريخ علوم شامل دو قسمت است : قسمتى از آن شرح حال حكيمانى است كه در فن مورد بحث صاحبنظر بوده و در آن تأليفاتى داشته‌اند و قسمت ديگر بيان انديشه‌ها و اكتشافات و اختراعات ايشان است و كارهايى كه براى كاملتر كردن دانسته‌هاى پيشينيان صورت داده‌اند . . . » « 1 » علم نجوم در تاريخ نجوم اسلامى اثر نلّينو ضمن بحث در پيرامون حدود دانش اعراب در دوره جاهليت و آغاز اسلام چنين آمده است : « دوره خلفاى راشدين از لحاظ علوم عقلى ، تفاوتى با دوره جاهليت نداشت چه زمان آشوبها و جنگهاى داخلى و كشورگشايى و جهاد براى گسترش آيين اسلام و برافراشتن پرچمهاى پيروزى آن در سرزمينهاى دوردست بود . به همين جهت در اين دوره مسلمانان جز به سياست و جهاد و به‌دست آوردن غنيمت و امور دينى و شعر توجهى نداشتند و بازار علم به نهايت درجه ، بيرواج بود . پس از تأسيس دولت امويان . . . خلفاى بنىاميه پس از فراغت از امور سياسى . . . تنها به احياى علوم جاهليت و خوشگذرانى پرداختند . . . فقط خالد بن يزيد بن معاويه را بايد استثنا كرد . وى كه حكيم آل مروان است ، در مصر دانشمندان را به ترجمهء آثار يونانى به عربى تشويق مىكرد ، شخصا به طب ، احكام نجوم و كيميا رغبت تمام داشت و گويند نزد حكيمان اسكندرانى كيميا تحصيل كرد و تأليفاتى به وى منسوبست » « 2 » . خلاصه آنكه مسلمانان در قرن اول و اوايل قرن دوم هجرى از علم نجوم و ديگر علوم رياضى و طبيعى دور بودند . . . و احاديثى وضع كرده‌اند كه انسان عاقل نمىتواند بپذيرد و سخن را در خرافات به دراز كشانيده‌اند . . . ازجمله مطهر بن طاهر مقدسى از علماى قرن چهارم در كتاب « البدء و الّتاريخ » مىنويسد : ابو حذيفه ، از عطاء نقل كرده است كه گفت به من خبر رسيده است كه طول و عرض خورشيد و ماه نهصد فرسخ

--> ( 1 ) . تاريخ نجوم اسلامى اثر نلينّو ، ترجمهء احمد آرام ، ص 13 و 15 . ( 2 ) . دايرة المعارف فارسى ، جلد يك ، ص 877 .